به گزارش ساناپرس، بازنشسته آموزش و پرورش است، علیرغم همه دلخوریهایش از برخی رسانهها برای انتشار اخبار دروغ در مورد پسرش قبول میکند تا با هم گفتوگو کنیم.
مادر الماس بوشهری فوتبال ایران که این روزها درخشش پسرش در پورتو را شاهد است میگوید: از آنجا که قبل از مهدی افراد شناخته شده کمی از بوشهر در لیگ برتر حضور داشتند امید به آینده او نداشتم و همیشه به او میگفتم شما دنبال باد هوا میدوید (میخندد) اما از آنجا که او و برادرش علاقه زیادی به فوتبال داشتند من نیز از سن ۸-۹ سالگی، آنها را همراهی کردم و در استادیوم بازی مدارس، فوتبالشان را تماشا میکردم.
دوست داشتم مهدی درس را به فوتبال ترجیح دهد
میگوید: وقتی مهدی سه ماهه بود، معلم بودم و او را به مهد میبردم و با همه سختیها دوست داشتم درس را به فوتبال ترجیح بدهد.
با خنده ادامه داد: شبهایی که فردایش امتحان داشت از او میپرسیدم: مهدی فردا امتحان داری؟ اما پدرش میگفت: مهدی فردا تمرین نداری؟!

پاداش بازنشستگیام را برای رهن خانه مهدی در تهران دادم
مادر طارمی از شایعاتی که بعضا در شبکههای اجتماعی دست به دست میشود، گله میکند و میگوید: مهدی هیچ وقت به پشت سرش نگاه نمیکند و بیتوجه به اتفاقاتی که در گذشته برای او افتاده همیشه نگاهش رو به جلو است.
رفتن مهدی از بوشهر با بازنشستگی من همراه شد و من پاداش بازنشستگیام را برای رهن خانه مهدی در تهران دادم.
پیگیری مهدی برای کربلایی کردن 8 نفر در بوشهر
مهدی همیشه هوای دوستان و مردم شهرش را دارد، حتی از خواهرش خواسته ۸ نفر را در اطراف بوشهر که تا به حال به کربلا نرفتند پیدا کند تا به کربلا بفرستد؛ مهدی کارهای خیر زیادی انجام میدهد که حتی ما از آن بیخبریم و گاهی بعد متوجه میشویم.
مهدی در مرخصیها هم تمرین را رها نمیکند
از او پرسیدم به نظرش زندگی یک ورزشکار حرفهای چه فرقی با افراد عادی دارد؟ میگوید: اگر یک ورزشکار موقعیت خودش را درک کند؛ از چیزهایی که میخورد تا جاهایی که میرود و افرادی که با آنها سر و کار دارد، همه و همه روی مسیر موفقیت او تاثیر میگذارد.
مهدی از زمانی که به پرسپولیس رفت این مسائل را رعایت میکرد و پس از ورودش به قطر و پرتغال نیز بیش از پیش رعایت میکند، حتی زمانی که برای مرخصی به بوشهر میآید تمرینات را رها نمیکند و مراقب خورد و خوراک و زمان خواب و بیداریاش هست.

بوشهر هم مثل خوزستان فوتبال خیز است
دوباره مکث میکند و انگار میخواهد حرف دل بوشهری بزند: بوشهریها هم مثل خوزستان زمینه فوتبالشان خیلی خوب است و اگر جوانان بخواهند و برنامهریزی داشته باشند و یک حامی خوب داشته باشند میتوانند موفق باشند.
فوتبال بوشهر حامی ندارد و یکی از دلایل مخالفت من برای ورود بچهها به فوتبال این بود که تیم بوشهر حامی نداشته و حتی تیمهای ایرانجوان و شاهین که دو سه بار به لیگ برتر راه پیدا کردند به دلیل اینکه حمایت نشدند، یا مدیریت واحد نداشتند و با هم در تناقض بودند باعث شدند که راه به جایی نبرند.
به عنوان یک مادر میخواهم مدیران دو تیم با هم کنار بیایند دلسوزانهتر رفتار کنند حتی زمین فوتبالی که در چهار باندی قرار دارد و ۱۰ سال است بلا استفاده مانده و هیچ حرکتی در آن انجام نمیشود؛ زمینی که میتواند بچههای شهر را سرگرم کند و جوانان را جذب کند.
پس از رفتن مهدی، مربیها روی استان بوشهر متمرکز شدند و فهمیدند که بوشهر هم پتانسیل دارد و زمینه پرورش بازیکن دارد فقط باید دیده شود.
عکس مهدی را وقتی خوب بود دیدم و دلم آرام گرفت/ بازیهای مهدی را نگاه نمیکنم
بدترین خاطرهای که شب تا صبح نخوابیدم و پای تلویزیون بودم زمانی بود که مهدی به ترکیه رفته بود و آنجا کودتا شده بود و در فرودگاه استانبول بمبگذاری کرده بودند آنقدر پیگیری کردم تا آقای رامین رضاییان عکس مهدی را که خواب بوده برایم فرستاده تا دلم آرام گرفت.
فوتبال مهدی را به خاطر استرسی که به من دست میدهد نگاه نمیکنم، هم به خاطر صدماتی که ممکن است به او وارد شود و هم برای گل زدن یا نزدن. اما هر زمان که گل بزند برای من بهترین خاطره است.
قبل از بعضی بازیها با هم صحبت میکنیم و مهدی از من میخواهد برایش دعا کنم.
انگار یاد حرکت خاصی از مهدی افتاده، لبخند میزند و میگوید: مهدی دوست دارد برای هر گلی که میزند ابتکاری داشته باشد و خدا هم به او کمک میکند.
دوست دارم پسرم به آمریکا و انگلیس گل بزند
از او پرسیدم به عنوان مادر یک فوتبالیست حرفهای، چقدر تیمها و گروههای جام جهانی را میشناسد و دوست دارد ایران با کدام یک از تیمهای گروه بُرد داشته باشد؟ میگوید:«همه تیمها»!
دوباره پرسیدم کدام بیشتر؟ خندید و گفت: من بازیهای انگلیس و آمریکا و ولز را ندیدهام اما دلم میخواهد مهدی موقعیتهایی را که به دست میآورد گل بزند خصوصاً به آمریکا و انگلیس.







