عشق پیری کار دستش داد / آبروریزی بالا گرفت / ازدواج پسر 25 ساله با زن 50 ساله

به گزارش ساناپرس؛ این ها بخشی از اظهارات تبهکار مخوفی است که از دوشنبه گذشته و در پی یک سانحه رانندگی مجروح شده بود. این جوان 32 ساله که تاکنون ادعا می کرد راکب موتورسیکلت مرد فوت شده بوده است پس از ارشاد و نصایح سروان حسنی (رئیس پاسگاه ده غیبی مشهد) با افشای راز این سانحه مرگبار، درباره سرگذشت خود گفت: 2 سال بیشتر نداشتم که مادرم از دنیا رفت و پدرم با زن جوان دیگری ازدواج کرد اما آن زن حاضر به مراقبت و سرپرستی از من نشد به همین دلیل آن ها به خاطر من همواره با هم درگیری داشتند تا حدی که فردی به نام «اوستا عبدا…» که در همان روستای تربت جام زندگی می کرد مرا به فرزند خواندگی اش پذیرفت و من نزد او بزرگ شدم اما به دلیل این که عقده های روانی دوران کودکی در ذهنم باقی مانده بود و «اوستا عبدا…» هم سعی می کرد بیشتر از حد به من محبت کند، به فردی سرکش و پرشر وشور تبدیل شدم تا جایی که مسیر بیراهه زندگی را در پیش گرفتم و به خلاف و خلافکاری روی آوردم.

از همان دوران نوجوانی مصرف مواد مخدر را آغاز کردم و خیلی زود راهی زندان شدم. بعد از آزادی از زندان هم دیگر ارتکاب جرم برایم عادی بود و به دلیل سرقت هایی که برای تامین مواد مخدر انجام می دادم روانه زندان می شدم.

چند سال قبل زمانی که در زندان بودم با یک محکوم به اعدام دوست شدم. او به دلیل سرقت طلا، یکی از بستگانش را به قتل رسانده بود اما اولیای دم رضایت ندادند و آن مرد در زندان قصاص شد اما قبل از آن که پای چوبه دار برود با من درباره خواهرش سخن گفته بود که همسرش را 20 سال قبل در یک سانحه رانندگی از دست داده و در یکی از شهرهای خراسان رضوی زندگی می کرد.

مطالب مرتبط
وبگردی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
شما برای ادامه باید با شرایط موافقت کنید

آخرین اخبار
پربازدیدترین‌ها
وبگردی
برچسب‌های پربازدید